تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی مهرتابان اسلامشهر
یک دنیا مطلب خوب و تقریبا جنجالی تو چنته دارم اما فرصت ندارم.به زودی در خدمت دوستان خواهم بود.
+ نوشته شده توسط اکبر کریمی در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 19:55 |
اسماء نور
به مناسبت سالروز ميلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها


فاطمه لطيفي-اي دخت پيامبر  اي نور چشم رسول مکرم ، اي پاره تن نبي گرامي به خدا پناه مي بريم و حوائج خود را به تو عرضه مي نمائيم . اي آنکس که در نزد خدا آبرومندي ، در پيش پروردگار از ما شفاعت نما.
نامگذاري نوزاد به هنگام تولد از سنت هاي خداي تعالي است و به همين دليل پروردگار عالميان  حضرت آدم وحوا را روزي که خلقشان فرمود، نام نهاد و نيز خداي بزرگ به آدم همه اسماء را آموخت « وَعَلَّمَ اَدَمَ الاَسمَاءَ کُلَّها » و انسانها نيز بر اين سيره  و سنت اقدام نمودندو پيروي کردند. نامگذاري در ميان دوستان خدا و بزرگان بر اساس مناسبتي انجام مي پذيرد يعني بين اسم و مسمّي مطابقت و مناسبت وجود دارد نام و لقب بيان کننده يکسري فضيلتها و خصلتها است . القاب انسانهاي بزرگ دريچه هايي است که به دنياي ناشناخته آنها وارد مي شود و از بخش نهاني وجود انسانها سخن مي گويد هر قدر فضيلتهاي کسي بيشتر باشد راز نهاني وجود او سنگين تر مي شود فاطمه سرّالله است .
 
(روی ادامه مطلب کلیک کنید)

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اکبر کریمی در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 12:16 |

منوریل:مصیبتی که همه دوست دارند به نام خودشان تمام کنند

شب گذشته در دفتر کار یکی از همکاران(خبرنگار) نشسته بودیم و گپ می زدیم.یک ویژه نامه محلی معلوم الحال تیتری زده بود که با افتخار تمام می خواست افتخار بزرگ(!) آمدن منوریل را به اسلامشهر در زمره پرونده پر افتخار(!) شهردار افتخارمند(!) قرار دهد.اما این همکار عزیزمان فراموش کرده بود که باید به چند نکته بیشتر دقت کند.و تاسف اینکه او حتی به خودش زحمت نداده بود که در این زمینه و کش و قوس های حواشی پرونده خنده دار منوریل لااقل کمی تحقیق کند.نکات عبارتند از:

۱-منو ریل به صورت زورگی و پس از درگیری دولت با شورای شهر و شهرداری تهران قرار است هر جا که شده به صورت زورکی اجرا شود تا آقای احمدی نژاد هم بالاخره صاحب یک افتخار شوند.(واصلا مهم نیست این افتخار به چه قیمتی باشد)و عجیب است که یک نشریه پول می گیرد تا این افتخار را به نام شهردار ثبت کند!

۲-منوریل به اسلامشهر نمی آید بلکه از اسلامشهر عبور می کند.

۳-با توجه به اینکه این طرح از خواسته های شخص رییس جمهور است قطعا تابع رییس جمهور ماندن ایشان هم خواهد بود و بعید نیست با تغییر ایشان در انتخابات ریاست جمهوری دهم این طرح هم عاقبتی همچون منوریل تهران پیدا کند که هم اکنون همان یکی دو پایه ی نصب شده در دوران شهرداری احمدی نژاد را هم نابود می کنند!

۴-شهردری نه تنها یک ریال برای این طرح هزینه نخواهد کرد بلکه یک قدم هم تابهحال این مساله را پیگیری نکرده است و اصلا در قد و قواره این کار نیست!

۵-اگر به نقشه منتشر شده برای منوریل در این نشریه دقت شود هر آدم کودنی می فهمد که در این محدوده هم می توان ریل قطار رو زمینی ساخت  و هم می توان مسیر را کوتاه تر کرد که عاقلان دانند...

۶-در این خصوص گزارش های بسیاری در سایت ها و نشریات مختلف منتشر شده است که تنها یکی از آنها را براتان در ادامه مطلب آورده ام.

۷-...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اکبر کریمی در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 0:16 |

از همه ی مهمانان عزیزم در این پایگاه دعوت می کنم تا هر از گاهی در "روزمرگی های" من شریک شوند. برای تشریف فرمایی اینجا کلیک کنید.خوشحال می شوم اگر بدون نظر دادن اینجا و آنحا را ترک نکنید.

با احترام.اکبر کریمی

+ نوشته شده توسط اکبر کریمی در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 22:45 |

ضعف مدیران یاکم کاری کارگران

ساعت ۶ بعد از ظهر را نشان می داد.یک چشمم به چهره استاد بود و چشم دیگرم حرکت عقربه های ساعت را که دیگر انگار داشتند از کار می افتادند را رصد می کرد. دوست داشتم با زبان بی زبانی عادت زود تعطیل کردن کلاس را یاد استاد بیاندازم اما افسوس که وی هر سه کلمه یکبار به چشمان من زل می زد تا تنها دانشجوی دائم التمرکز کلاس با حرکت سر یا گفتن کلمه ای آموختن کلمه ای تازه را به او نوید دهد. اما من مدام در این استرس بودم که آیا بالاخره سر قراری که در شورای شهر با رییس شورا دارم می رسم یا نه؟! خیلی وقت بود آقای جهانبخشی را ندیده بودم و از اینکه امکان داشت با ترک عادت زود تعطیل کردن کلاس توسط استاد نازنینم به این ملاقات هم نرسم نگران بودم.بالاخره با کمی تاخیر درس تمام شد و مثل یک مرسدس ۲۰۰۸ به سمت اسلامشهر به راه افتادم. تازه از ایستگاه مترو خارج شده بودم که به حاجی زنگ زدم.بعد از کلی خط رو خط افتادن و قطع و وصل شدن در نهایت صدای همدیگر را شنیدیم و او گفت:"متاسفانه شورا نیستم !" . داخل تاکسی خشکم زد.اصلا توقعش را نداشتم که برای چندمین بار متوالی قرار ملاقاتمان اینطور به هم بخورد . همینکه داشتم به علت این موضوع فکر می کردم حاجی گفت:" الان در شهرک توحید هستم و اینجا کارگران مشغول کارند و نمی توانم محل را ترک کنم". از وی اجازه خواستم تا در همان محل با هم ملاقاتی داشته باشیم. حاجی که همواره مدارای مهمانش را می کند  از آنجایی که احتمال می داد رفتن به آنجا برایم سخت باشد ابتدا نپذیرفت اما با کمی اصرار من قبول کرد تا در آنجا همدیگر را ببینیم.

وقتی وارد آن فضای پر از خاک و بوی متعفن شدم انتظار داشتم شهردار را هم ببینم اما نبود.حاجی به شدت آفتاب سوخته شده بود و طبق عادت لباسهای مخصوصش را در آورده بود.در آن گرمای بعد از ظهر به شدت عرق می ریخت و در حالی که آثار خستگی در چهره اش هویدا بود با من احوالپرسی کرد.پرسیدم از کی اینجا تشریف دارید؟ خنده معنا داری کرد و گفت:"از ساعت ۱۱ صبح". به ساعتم نگاه کردم و دیدم الان ۷ بعد از ظهر است.تعجب کردم.پرسیدم چه لزومی داشت شما شخصا اینجا حاضر باشید. در کمال نا باوری از او شنیدم که گفت:"اگر من اینجا نباشم حتی یک کارگر هم در اینجا باقی نمی ماند ".شنیدن این کلمه برایم اصلا عجیب نبود چون به یاد دارم در مساله ای که زمستان گذشته در ابتدای خیابان ابن سینا در نزدیکی های خیابان باغ نرده رخ داده بود حاجی تا صبح کنار لودرها ماند تا به زحمت آبی که داخل منازل ساکنین شده بود تخلیه و منطقه پاکسازی شود. همان موقع هم همه شاهد بودن که کارگران و حتی مسوولین مربوطه آنها اصرار داشتند حاجی از آنجا برود و مساله را فردا صبح زود(!) حل کنند ... مضافا اینکه چند نفر از همین رانندگان و کارگران را که محل را ترک کرده بودن(شما بخوانید دودره) با تهدید اخراج و با کلی ناز و ادا برگشته بودند .

قضیه این روز هم مربوط به زمانی است که در آن محل(شهرک توحید) زباله ها و نخاله ها را تخلیه می کرده اند و امروز بعد از گذشت سالهای زیاد از توقف این کار با کم کاری مدیران مربوطه در شهرداری و پرکاری کارگران خدوم(!) هنوزهم که هنوزه مشکل مرتفع نشده و متاسفانه گرمای هوا و بوی نا مطبوع محل صدای شهروندان را درآورده و ساکنین پس از ساعتها معطلی در شهرداری منطقه یک حتی فرصت دیدن شهردار منطقه را نیز نیافته بودند و ادامه ماجرا... .

البته قصدم از نوشتن این ماجرا پرسیدن چند سوال بود:

۱-آیا از زیر کار فرار کردن پرسنل نتیجه ی ناتوانی مدیر است یا تنبلی  کارگر و کارمند؟

۲-کاری که ظرف مدت ۹-۸ ساعت حل شدنی بود چرا سالهاست به فراموشی سپرده شده است؟

۳-آیا مدیران شهرداری و خود آقای شهردار  در غیاب اعضای شورای شهر هم به مناطق و مشکلات دامنگیر آنها سرکشی می کنند یا تنها در حضور این اعضا دست به سینه و بیسیم به دست در محل حاضر می شوند؟

۴-به نظر شما چرا اگر عضو شورای شهر از محل انجام یک پروژه یا یک حرکت جهادی خارج شود کار می خوابد و مدیران و کارگران مربوطه محل راترک می کنند؟

۵- به نظر شما قیلوله عصر گاهی در اتاق فرش مدیران بیشتر می چسبد یا در محل پروژه و یا در رستوران... ؟

۶- و کلی سوال که متاسفانه مجبورم نپرسم... .

+ نوشته شده توسط اکبر کریمی در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 22:34 |

برخی "اصولگرایان امروز" "محافظه کاران" دیروز بوده اند

خاطرات سیاسی بزرگان همواره در تاریخ جایگاه ویژه ای داشته است.در همین رهگذر چند سالی است شاهد انتشار خاطرات پر سر وصدای شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی هستیم که به حق ابعاد تاریکی از افراد و شخصیت های بزرگ سیاسی کشور را روشن ساخته و تاثیر بسزایی در برخی موضع گیری های داشته است.موضوع انتخاب مجدد آقای خامنه ای به ریاست جمهوری و تصمیم جدی ایشان برای تغییر دولت مهندس میر حسین موسوی و مخالفت صریح حضرت امام و همچنین شیطنت اطرافیان رییس جمهور وقت که امروز از متنفذین نظام و داعیه داران رهروی خط امام هستند بسیار جالب توجه است.برای خواندن خاطرات آقای هاشمی که دررابطه با همین موضوع است اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده توسط اکبر کریمی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 22:26 |

  آیا انتخاب جدیدی در راه است؟

رحیم دهقانی* ـ حدود یکسال دیگر به انتخابات دهم ریاست جمهوری مانده است و شواهد و قرائنی که وجود دارد همگی نشان از انتخاب جدیدی توسط مردم در دوره دهم ریاست جمهوری دارد. این شواهد اگرچه مثل هر گمانه زنی دیگری در سطح روابط و مناسبات سیاسی می تواند در حد یک گمانه زنی مطرح باشد، ولی در هر حال نمی توان کتمان کرد که گاهی اینچنین گمان ها و گمانه زنی هایی به سرانجام هم رسیده اند. در این نوشتار سعی می شود دلایلی را که منجر به چنین گمانه زنی هایی برای انتخاب فرد جدید در دوره دهم ریاست جمهوری خواهد شد مطرح شود، و بحث پیرامون درصد درستی و نادرستی آن به تحلیل ذهنی مخاطب واگذار می شود.

(روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اکبر کریمی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 21:37 |