تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی مهرتابان - یادداشت

پایگاه اطلاع رسانی مهرتابان

یادداشت . خبر .گزارش . تحلیل

شوراي شهر و پديده اي به نام مدير اشتباهي

اکبر کريمي - اسلامشهر در حالي دهمين سال از تجربه ي شوراهاي شهر را پشت سر مي گذارد که فضاي ويژه حاکم بر شورا و عدم تمکين جدي شهردار به آراي قاطبه ي اعضا، اين شهر را از مسير رو به جلوي مورد انتظار باز داشته است .
در زمستان سال 85 وقتي که براي اولين بار فرصتي چهار ماهه براي بررسي گزينه هاي پست شهرداري در اختيار شواي شهر قرار گرفت تصور مي رفت که محصول اين فرجه ي مطلوب، يک شهردار با عقبه اي از توانمندي باشد که سکان هدايت مهمترين نهاد اجرايي اين شهر را به عهده بگيرد؛ اما پس از راي نياوردن هيچيک از گزينه هاي اصلي ائتلاف رايحه خوش و ائتلاف اقليت شورا،امروز  يک سال پس ازآغاز به کار غيب اله زاده در اين شهر نه تنها ديگر ازآن اميد ها و آرزوهاي روز هاي آغازين فعاليت شوراي سوم خبري نيست، بلکه هر آنچه در خيالات اعضا رشته شده بود با بي برنامه گي هاي بي حاصل، پنبه شد. اگر چه در اين ميانه نمي توان شخص خاصي را به عنوان مقصر قلمداد کردامااز برخي اشتباهات و انحراف از معيارهانيز نبايد چشم پوشيد،  چرا که اعضاي اين شوراي نه نفره  امروز محصول تغيير شکل يافته بذري را مي چينند که در کشاکش تصميمات پر حاشيه و تنش دار خود کاشته اند و علي رغم ژست هاي فاتحانه آن روزها امروز به جاي برداشت ميوه هاي بهشتي از جاليز کوچک تصميمات خود، «هوا و هيچ» مي چينند و خون دل مي خورند؛و خدا بيامرزد آن شاعري را که سرود : « گفتي شکارگيري، رفتي شکار گشتي !..».
به هر حال نمي توان از اين واقعيت گذشت که شهردار با تمام «اشتباهي» بودنش در اين انتخاب ، بالاخره شهردار اين شهر است و قانون راه کار هاي مقتضي را براي اصلاح نتيجه ي اشتباهي شورا روشن و شفاف بيان کرده است، که البته با بررسي معادلات موجود در شورا ومطابقت آن با عملکرد شهردار مي شود به جوابهايي رسيد که احتمالاهيچ عقل سليمي را به هدف ماندن شهردار در اين شهر رهنمون نخواهد کرد.
اگر کمي به عقب برگرديم، با بازخواني پرونده انتخاب غيب اله زاده به اولين خطاي استراتژيک اکثريت پنج نفره رايحه ي خوش شورا برمي خوريم که امروز به نقطه اي مبهم در عملکردمجموعه شورا تبديل شده است. در آن روزهاي نفس گير انتخاب شهردار همه تصور مي کردند اين ائتلاف پنج نفره که در ضريب سوال برانگيز موفقيت 3 درصدي رايحه خوش درسراسر کشور جزء اولين ها هم بود، مي توانند به راحتي با انتخاب شهردار و به تبع آن  تحولات مناسب درسطح مديران مياني، علاوه برپيشبرد منويات گروهي خود با يکپارچگي مديريت شهري و نهاد تصميم گيرنده آن قدمي ماندگار در مسير توسعه اين شهر محروم بردارند اما نه تنها چنين نشد بلکه بعد ها با تعريف شدن منافع خاص افراد درشوراي شهر  و حواشي آن، جريان آب به واپس باز گشت وامروز شهردار اسلامشهر در جشن يک سالگي اولين تجربه شهردار بودنش،همه تخم مرغ هاي رنگينش را در سبد کساني مي ريزد که بعضا حتي حاضر نشدند به وي راي اعتماد بدهند و روزگاري نه چندان دور به اين امر مباهات  هم مي کردند!
اين شرايط که ديگر چندان هم عجيب به نظر نمي رسد، از چند منظرقابل بررسي است.
1- شهردار که در ابتداخود را در مقابل گروهي با انبوه برنامه و شعار و گروهي با انبوهي از توقع وانتظار مي ديد، امروز در برابرش 9 نفررا مي بيند که هر کدام براي خودشان سري دارند و سودايي و اگر از بيشتر آنان بپرسي، تصور مي کنند ستون خيمه گاه شورا هستند ... و شهردار احتمالا نيشخند تلخي به اين واقعه خواهد زد، چرا که به نظر مي رسد وي توان زيادي را براي از هم باز کردن اين رشته ي 9 نفره صرف کرد و يا حداقل خوش بينانه اش اين است که اين اتفاق-گسست- محصول عملکردش بوده است، اما به هر تقدير پيروز نهايي اين ميدان اعضاءو در کل، شوراي شهر نبوده است!  اسرار انفرادي برخي  از اعضاء با شهردار تا حدودي مي تواند مبين اين نتيجه باشد.
2- بي برنامگي محرز شهردار چيز ساده اي نيست که به راحتي بتوان از آن گذشت . نداشتن برنامه راهبردي بلند مدت براي شهر تا جايي مي رسدکه شهردار ظاهرا بيشتر تلاش مي کند تا در دنياي وراي واقعيت خود  مردم اسلامشهر را سوار بر منوريل به پاي صندوق هاي انتخابات رياست جمهوري آينده ببرد در حالي که طرح مطالعات ترافيکي باغ فيض تا ايستگاه نوري هنوز بر زمين مانده! و يا در حاشيه خيابان فاطمي زير توافقي را امضاء کند که با « ثمن بخس » و ضرر خالص شهرکي با 30هزار نفر جمعيت براي اين شهر محروم به ارمغان بياورد، در حالي که تقاطع زرافشان و کمربندي الغدير در مسير شهرک امام حسين (ع) هنوز هم به شهروندان خسارت مالي و جاني مي زند و اتوبوسراني و تاکسيراني با خدمات سوال برانگيزشان صداي مردم را درآورده اند. و هرگز شهردار به اين فکر نمي کند که احداث تقاطع غير هم سطح شهرک امام حسين و ساماندهي منطقي اتوبوسراني و اوضاع توزيع سهميه تاکسي ها شايد اولويت بيشتري داشته باشد . بماند که فرهنگسراي استاد شهريار در مرحله کلنگ زدن! مانده است  و اين همه سيرآسماني شهردار در برنامه هاي خيالي براي خودش (...) به همراه دارد و براي برخي اعضاي شورا افزودن نيروهاي جديد کار به جمع حقوق بگيران شهرداري را... که حقيقتا يادآور حکايت معروف «چاه و نان» است!
 البته در اين ميان نبايد از نظر دور داشت که کارهايي هم انجام شده است که تقريبا تمام آنها به خواست و اصرار اعضاي شوراي شهر بوده است که به نظر مي رسد توسط شهردار در حال «مصادره به مطلوب» شدن است .(اين مساله در کتاب گزارش عملکرد جلدي 100 هزار توماني شهرداري تقريبا مشهود است).
3- مديريت استثنايي شهردار به جايي مي رسد که پست هاي کليدي شهرداري يا مدير ندارند و يا با سرپرست اداره مي شوند. مديراني هم که نقطه نظري دارند کنارمي روند و يا براي کنار گذاشتنشان نقشه مي کشند، و آناني هم که تنها اطاعت مي کنند و دربرابر هر تصميمي که از بالا گرفته مي شود کرنش مي کنند، مي مانند و ترفيع مي گيرند و تملق گويان به شهردار مي گويند : « تو بي نظيري ! » و حقايق عملکرد خودشان هم در پس اين کار پنهان مي شود و در نقطه مقابل دلسوزان به بهانه هاي واهي کنار گذاشته مي شوند . کار به جايي مي رسد که برخي افراد کارها را  مختل مي کنندو عده اي مدعي اند مديران با حکم سرپرستي در اين مساله  بي تاثير نيستند و در سوي ديگر کساني هم که در مقابل زياده خواهي هاي برخي ديگر مي ايستند به بهانه چاي خوردن در دفتر اصلاح طلب ها به سفارش يک مسوول دفتر جزء(که خودش جاي کلي سوال دارد) شبانه حکم اخراج مي گيرند که البته با ميانجيگري برخي از اين مهلکه نجات مي يابند . حالا شما در اين آشفته بازار پرهياهو چند عضو دلسوز شوراي شهررا تجسم کنيد که خون دل مي خورند و فرياد مي زنند :« بي کفايتي در مديريت ها چرخ توسعه شهري اسلامشهر را پنچرکرده است ! » . نامه هاي تند و تيز هشدار به شهردار مي نويسند و رجز هاي استيضاح مي خوانند و شهردار هم احتمالا براي آنان واژه منحوس سلب عضويت را هجي مي کند . و برخي از اعضا هم به حساب شهرداري در جرايد براي غيب اله زاده گلريزان مي گيرندو شايد هم بد نباشد دراين ميان کسي هم محض رضاي خدا پيدا کند پرتقال فروش را ! 
4- اگر از مشورت گريزي، فرار از کارهاي اساسي ، اجراي سليقه اي مصوبات شوراي شهر و ميدان ندادن به مديران سالم و توانمند توسط شهردار هم بگذريم، ماجراي تورم نيروي انساني و بازي هاي خنده دار در اين زمينه گذشتني نيست . از زمان ورود غيب اله زاده تا امروز تعداد نيروي تعديل شده شهرداري بر اساس آمار کمتر از انگشتان دو دست است و اين در حالي است که از فهرست پانصدو چند نفري معرفي شده براي تعديل بيش از 100 نفر اخراج شده اند اما اين که چه کسي و با سفارش کدام شخص بلافاصله  جاي آنان را گرفته است سوالي است که شايد بتوان در اتاق بعضي از اعضاي شوراي شهر به دنبال پاسخ آن بود، دقيقا همان اعضايي که در اولين روزهاي انتخاب اين شهردار از هيچ گلايه اي دريغ نمي کردند و امروز در هر جمعي به دوستي و مديريت همان شهردار افتخار مي کنند ! و شهردار هم به پرسنل معترض خود در بي عدالتي حاکم در رسمي شدن نيروهاي قديمي مي خندد  و با صدايي بلند مي گويد :« هرکسي را دلمان بخواهد رسمي مي کنيم !» و فراموش مي کند که پنجاه درصد فهرست معرفي شده براي رسمي شدن ديپلمه هستند و اين احتمالا يعني تخصص گرايي در بدنه ي کم تخصص شهرداري!؟ تازه بگذريم از اينکه به ادعاي بعضي کارمندان خانم در شهرداري، پاک کردن سبزي براي برخي مديران و پرستاري از کودک آنان نقش بسزايي در اولويت بندي بعضي خانم ها براي رسمي شدنشان بي تاثير نبوده است! و باز هم بگذريم از اينکه هر کسي در شورا يا در ميان پيمانکاران شهرداري و افراد صاحب نفوذ آشنايي ندارد، مطمئنا اخراج مي شود و بازگشتش  امري «کان لم يکن!»...
***
با تمام اين تفاسير و شرح حالي که گذشت به نظرمي رسد شوراي شهر بايد هرچه زودتر تصميم جدي را براي حل معضل مديريت شهري اشتباهي بردارد و حتما شايسته نخواهد بود که تير غيبي « انفصال » غيب اله زاده را از ميز شيرين شهرداري جدا کند و شان شورايي ايجاب مي کند تا مساله بدست تدبير اعضا حل شود، به شرط اينکه خاطرات تلخ روزهاي انتخاب اين شهردار -که نه گزينه ي رايحه اي ها بود و نه آن دسته ي ديگر- تکرار نشود.
بر هيچ کس پوشيده نيست که شهردار نه بومي است و نه کارکشته شهرداري ، نه پند پذير است و نه اسلامشهر را خوب مي شناسد نه برنامه بلند مدت دارد و ... ! و نه آنگونه که برخي ازآن واهمه دارند جايگاهي در ميان دولتمردان!، چراکه اگر چنين بود مانند ساير مديران احمدي نژاد در شهرداري تهران امروز در جايگاه ديگري مي نشست .
 شايد براي حل مساله اي به نام شهردار اشتباهي بتوان در کوتاه مدت طرح سوال را برگزيد اما در نهايت به نظر مي رسد استيضاح کليد بازگشايي قفل عجيب مديريت شهري باشد. به هر حال شهردار هم نبايد فراموش کند که تاکتيک هاي آزموده شده درشوراي شهر نشان مي دهد که اين شورا با همين ترکيب مي تواند بر سر يک موضوع به اتفاق نظرهاي «6 رايي» و «7 رايي» برسد و زياد به اعضايي که برايشان همچنان حساب ويژه باز مي کند اميدوار نباشد. و چه بسا گروه هاي موسوم به «پنج» و «چهار» -که امروز چندان هم پررنگ به نظر نمي رسند- براي يک روزموعود بتوانند فراتر از ادعاهاي «اکثريتي» برخي اعضاي ناشي شورا، با 9 راي به اجماع برسند، آن روز رشته هايي پنبه مي شوند که روزگار مديران برسرآن به بطالت گذشته است . 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 21:25  توسط admin  |